تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
تعليل ارسال و انزال است يعنى تو را از مرسلين قرار داده‌ايم و كتاب نازل كرده‌ايم تا انذار كنى . . . . در سورهء قصص / 46 و سجده / 3 آمده است
لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ
و در اينجا آمده است
لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ
. به هر حال منظور از اين كلام آنست كه : آمدن تو و قرآن لازم بود ، به دو علت يكى آنكه پيش از تو براى آنها پيامبرى بالخصوص نيامده است . ديگرى آنكه پدرانشان انذار نشده‌اند تا حجّت بر فرزندان آنها نيز تمام شود . در الميزان فرموده : مراد از قوم اگر قريش و امثال آنها باشد در اين صورت منظور از « آباء » پدران نزديك آنهاست زيرا در پدران بعيد آنها حضرت اسماعيل ذبيح بود و نيز پيامبرانى امثال هود ، صالح و شعيب بر عرب مبعوث شده بودند . و اگر منظور همهء مردم معاصر آن حضرت باشد . . . باز پدران نزديك منظور است زيرا آخرين پيامبر قبل از آن حضرت عيسى عليه السّلام است كه ميان آن دو ، زمان فترت وجود دارد .
فَهُمْ غافِلُونَ
تأكيد مطلب است . غفلت از رسالت و دين سبب آمدن دين است . 7 -
لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
. از اين آيه بيان دو گروه شروع مىشود ، منظور از قول ، وعدهء عذاب است ، در دو آيه بعدى علت عدم ايمان آنها بيان شده است . 8 -
إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ
. اين آيه و آيه بعدى حالات روحى و نتائج شرك و اعمال قبيح آنها را چنين بيان مىكند : جمعى را در نظر بگيريد كه به گردن آنها زنجير كرده‌اند تا بچانهءشان ، در نتيجه سرهاي آنها بالا رفته قدرت پائين آمدن ندارد ، از