تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
الذى احصى اللَّه فيه علم كلّ شىء » . در الميزان فرموده : اگر اين دو حديث صحيح باشد ، مربوط به تفسير آيه نيست بلكه از بطون و اشارات قرآن است ، مانعى نيست كه خدا به بندهء مخلص خود علم همهء آنچه در كتاب مبين است بدهد و او سيّد الموحدين . . . است .

نكته‌ها :

قسمهاى قرآن

در رابطه با سوگندهايى كه در قرآن مجيد آمده بايد بدانيم كه اين سوگندها با مطالب بعدى كاملا مربوط مىباشند و در بعضى از آنها به طورى كه ما مىفهميم ، سوگند بدليل مطلب است نظير اينكه : نويسنده‌اى بگويد : سوگند به كتابى كه نوشته‌ام من نويسنده‌ام يا بنّايى بگويد : سوگند به عمارتى كه ساخته‌ام من بنّا هستم ، اين گونه سوگندها ، سوگند به دليل مطلب است و اين يك نوع سخن گفتن است كه قرآن مجيد دارد . در آيهء
وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ
سوگند به دليل است زيرا دليل رسالت آن حضرت همين قرآن است ، معنى اين سخن چنين مىشود اگر كسى در قرآن تو تدبّر كند معلوم خواهد شد كه تو پيامبرى . در آيهء
وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ
نيز مطلب همانست كه اگر كسى گفته‌هاى تو را بنويسد و به قلم آورد خواهد ديد : اين كار ديوانگان نيست و تو ديوانه نيستى . در سورهء
وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ
. . . مطلب خسران انسان است مگر اهل ايمان و عمل ، اين مطلب را تاريخ و گذشت روزگار روشن مىكند پس زمان و تاريخ و گذشت روزگار ، دليل اين مطلب است ، آرى گذشت
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 64 | على اكبر قرشى بنابى