روزگار است كه علىها ، خمينىها ، معاويهها ، چنگيزها و . . . را آشكار مىسازد و اگر گذشت روزگار نباشد اين خسران و غير خسران معلوم نخواهد شد .
در بعضى از اين سوگندها ، آنچه به نظر مىآيد ، ارتباط با تناسب است نظير :
وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى . . .
إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى
ليل / 1 - 4 در اينجا مطلب شايد مانند « و العصر » باشد كه گذشت شب و روز ، اختلاف تلاشها را آشكار مىكند و يا : همانطور كه شب و روز مختلف هستند كارهاى شما نيز چنين است .
با توجّه به اين تحليل ، مىتوانيم پرده از اسرار اين سوگندها برداريم و اللَّه اعلم ، البتّه آنچه گفته شد به حكم سر خطّ است ، لازم است محقّقين در اين باره تحقيق بيشترى بكنند .