آن طرف از پس و پيش آنها حائلى قرار دارد كه از هر طرف آنها را احاطه كرده و پوشانيده است و در نتيجه چيزى را نمىبينند . حالات كفّار در قبال آيات حق چنين است .
در الميزان فرموده : از تفسير فخر رازى نقل شده : موانع تفكّر در آيات خدا دو قسم است يكى آنكه انسان را از تفكر در وجود خويش باز مىدارد ، دوّم آنكه از تفكر در جهان ( آفاق ) مانع مىشود ، در اين دو آيه ، قسم اوّل به غل تشبيه شده كه نمىگذارد انسان سر پائين بياورد و خودش را به بيند قسم دوّم به حائل تشبيه شده كه از هر طرف او را پوشانيده و نمىگذارد چيزى از جهان را به بيند ، در نتيجه از
سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ
فصلت / 53 محروم مانده است .
« اغلالا » نكره است و حكايت دارد كه آنها اغلال ظاهرى نيستند بلكه اغلال باطنى هستند كه از كفر و شرك و طغيان به وجود آمدهاند .
9 -
وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ
.
تتمهء حكايت حال آنهاست ،
فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ
حاكى است كه « سد » آنها را از هر طرف حتّى از بالا سر گرفته است . « سدّا » نكره است و دلالت بر عظمت و روحى بودن آن دارد . ناگفته نماند : اوصافى از اين قبيل دربارهء مؤمنان و كافران نشان مىدهد كه براى انسان در باطن اين زندگى ، زندگى ديگرى هست و از حس مادّى پوشيده مىباشد ، وقت مرگ يا قيامت آشكار مىشود ، پس كلام در اين اوصاف و امثال ، جارى مجراى حقيقت است نه مجاز چنان كه گفتهاند ، ( از الميزان ) .
10 -
وَ سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
.
عطف تفسير و نتيجهء دو آيهء فوق است ، به قولى عطف است بر
لا يُبْصِرُونَ