آن ، در تمام سورههاى قرآن بيشتر است . در مجمع از امير - المؤمنين و امام باقر عليهما السّلام نقل شده : آن نام رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله است .
اغلال : غل : طوقى كه بر گردن نهند « الغلّ : طوق يدخل فى العنق للذلّ و الالم » جمع آن اغلال است .
اذقان : چانهها . مفرد آن ذقن است .
مقمحون : قمح : سر بلند كردن . « قمح البعير : رفع رأسه » ، « مقمح » به صيغهء مفعول : سر بالا گرفته شده ، اين كلمه فقط يك بار در قرآن آمده است .
سد : بستن و اصلاح كردن . « سد الثلاثة : اصلحها و وثقها » و نيز به معنى بند و حايل ميان دو چيز است ، مراد از آن در آيه معناى دوّم مىباشد .
اغشيناهم : غشى و غشيان : پوشانيدن و احاطه كردن . اغشاء : پوشانيدن و پوشانيدن چيزى بر چيزى .
احصيناه : احصاء : تمام كردن و به آخر رساندن شمارش . « احصيناه » :
شمارش آن را تمام كردهايم .
امام : مقتدا ، پيشوا ، راغب گويد : امام آنست كه از وى پيروى و به وى اقتدا شود ، خواه انسان باشد يا كتاب يا غير آن . ( حتى به ريسمان بنائى امام مىگويند ) .
شرحها
در اين آيات مىخوانيم كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از پيامبران است و قرآن