تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
فرموده :
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا . . .
بدل است از
إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ
در اين صورت نيز معنى همانست . مراد از « الذكر » قرآن است كه يكپارچه ذكر و بيدارى است
وَ ما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ
قلم / 52 ، آن گاه در مقابل كفر آنها فرموده : نه بلكه قرآن كتابى توانا و غالب است كه باطل نمىتواند در آن راه يابد . 42 -
لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ
. اين آيه نشان مىدهد كه مراد از « عزيز » در آيهء گذشته توانايى و غلبه است اين دو آيه در رابطه با آنست كه نمىتوانند به قرآن لغو وارد كنند ، مراد از
مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ
وقت نزول و از « من خلفه » آينده است ، يعنى باطل و لغو در آن راه نمىيابد نه در حال و نه در آينده « 1 » . الميزان فرموده : آمدن باطل به آن اينست كه بعضى از اجزاء آن يا همه‌اش باطل گردند و يا احكام و شرايع و اخلاق آن لغو و بيهوده گردد ، اين آيه در رديف آيه
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
حجر / 9 مىباشد . وصف حكيم و حميد تعليل « و يأتيه الباطل » است يعنى خدايى كه محكم‌كار است و كار را از روى مصلحت انجام مىدهد و خدايى كه در كارهايش ستوده است ، به كار او باطل راه ندارد و گرنه بر خلاف حكمت و پسنديده بودن خواهد بود . ناگفته نماند : اين آيه از دلائل عدم تحريف قرآن است كه در سورهء حجر دربارهء آن مفصلا بحث كرده‌ايم . 43 -
ما يُقالُ لَكَ إِلَّا ما قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِنْ قَبْلِكَ
.
هامش
( 1 ) در مجمع البيان در معنىلا يَأْتِيهِ الْباطِلُ . . .فرموده : « ليس فى اخباره مما مضى باطل و لا فى اخباره مما يكون فى المستقبل باطل بل اخباره كلها موافقها لمخبراتها و هو المروى عن ابى جعفر و ابى عبد اللَّه عليهما السلام » .