47 -
إِلَيْهِ يُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ ما تَخْرُجُ مِنْ ثَمَراتٍ مِنْ أَكْمامِها وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثى وَ لا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ
.
اين قسمت از آيه يك مطلب مستقلى است در رابطه با علم و احاطهء خدا نسبت به كائنات و آمدن قيامت . در عين حال مىشود گفت : كه دفع دخل است ، گويى كسى سؤال مىكند : خدا اينهمه اعمال نيك و بد را چطور خواهد دانست تا بر له يا عليه انسانها باشد ؟ در جواب فرموده :
إِلَيْهِ يُرَدُّ . . .
، مراد از رد علم ساعت آنست كه وقت وقوع قيامت را فقط خدا مىداند
قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي
اعراف / 187 .
« ما » نافيه و جملهء
وَ ما تَخْرُجُ . . .
استفهاميه است .
مِنْ ثَمَراتٍ
فاعل « ما تخرج » مىباشد يعنى هيچ ميوهاى از غلاف و قشر خود خارج نمىشود و هيچ مؤنثى حامله نمىشود و وضع نمىكند مگر با علم خدا هيچ يك از اينها بر خدا پوشيده نيست ، اين سخن نيز در رابطه با تدبير و ربوبيت و توحيد خداست .
وَ يَوْمَ يُنادِيهِمْ أَيْنَ شُرَكائِي قالُوا آذَنَّاكَ ما مِنَّا مِنْ شَهِيدٍ
.
گويى اين قسمت از آيه متفرع است بر قسمت اول ، يعنى از نتائج علم خدا آنست كه روز قيامت چنان خواهد فرمود .
منظور از « آذنّاك » ظاهرا حال است در جوامع الجامع آن را « انت تعلم » معنى كرده است . اضافهء « شركائى » به ياء متكلّم براى تهكم است ، « شهيد » به معنى گواه مىباشد ، يعنى كسى از ما گواهى نمىدهد كه تو را شريكى هست ، بعضى آن را حاضر معنى كردهاند يعنى از شركاء كسى اينجا حاضر نيست ، آن با
وَ ضَلَّ عَنْهُمْ . . .
مناسب است .
48 -
وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَدْعُونَ مِنْ قَبْلُ وَ ظَنُّوا ما لَهُمْ مِنْ مَحِيصٍ
.