تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
اعجمى : عجمه : لكنت زبان و عدم فصاحت . اعجم : غير فصيح و كسى كه نمىتواند مطلوبش را خوب بيان كند ، خواه از عرب باشد يا از غير عرب . جوهرى گويد : « الا عجم الذى لا يفصح و لا يبين كلامه و لو كان من العرب » پس مراد از آن در آيه غير فصيح است . وقر : سنگينى و ثقل سامعه . ( ناشنوايى ) . عمى : عمى : كورى . اعمى : كور . مريب : ريب : شك و ترديد . « مريب » : شك آور . اكمام : كمّ ( بفتح اوّل ) مصدر است به معنى پوشاندن « كم الشيء كما غطاه و ستره » « كم » بضمّ اوّل غلافى است كه گل يا ميوه را مىپوشاند جمع آن اكمام است ، آن فقط دو بار در قرآن آمده است : فصلت / 47 ، رحمن / 11 . آذناك : ايذان : اعلام . « آذناك » اعلام كردم تو را . محيص : حيص : عدول و كنار شدن . « محيص » اسم مكان است يعنى محل فرار .

شرحها

آيات شريفه ، فصل ديگرى از اعراض مشركان را مطرح و جواب مىدهد و آنها را تهديد به آتش مىكند ، و آن حضرت را امر به صبر و خويشتن دارى مىكند ، كه تو اوّلين كسى نيستى كه مورد اهانت واقع مىشوى ، مشركان با گفتن
قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ . . .
لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ
مىخواستند آيات خدا را از مسير اصلى منحرف كنند ، و از هدايتگرى بياندازند . ولى آيات آنها را به عذاب خدا تهديد مىكند ، سپس مىگويد باطل و