تسليتى است بر آن حضرت كه در مقابل انكار منكران استقامت داشته باشد .
إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَ ذُو عِقابٍ أَلِيمٍ
.
اين جمله مىشود در مقام تهديد باشد يعنى : خداى تو داراى اين دو صفت است بنگر مخالفان مورد كدام يك از اين دو خواهند بود و يا منظور آنست كه : اگر توبه كنند مورد غفران و گرنه مورد عقاب خواهند بود .
44 -
وَ لَوْ جَعَلْناهُ قُرْآناً أَعْجَمِيًّا لَقالُوا لَوْ لا فُصِّلَتْ آياتُهُ ءَ أَعْجَمِيٌّ وَ عَرَبِيٌّ
.
اين آيه تكميل
وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ . . .
است .
لَوْ لا فُصِّلَتْ
نشان مىدهد كه منظور از « اعجمى » غير فصيح و غير روشن است مراد از « عربى » ظاهرا مشركانند يعنى چطور مىشود كه كتاب فرستاده شده غير فصيح امّا كسانى كه كتاب به آنها آمده فصيح باشند ؟ ! در جوامع الجامع فرموده : علّت اينكه « عربيون » به صيغه جمع نيامده آنست كه نظر در اينجا به تنافي حالت كتاب و مكتوب اليه است نه اينكه كتاب يكى و مكتوب اليهم جماعتند ، طبرسى رحمه اللَّه اعجمى را غير عربى و عربى را زبان عربى فرموده ولى الميزان معنى اول را انتخاب نموده است .
قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ وَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ
.
گويى منظور آنست كه : عربى نازل كردن علّت تامه نيست كه آنها ايمان بياورند و نيز لغت عرب بودن ، اثر آن را به عرب محدود نمىكند بلكه عامهء مردم چه عرب و چه عجم در مقابل آن دو صنفند ، آنها كه ايمان آوردهاند براى آنها هدايت و به شك و ترديد و مرض قلوبشان شفاست ، اما آنها كه تسليم نمىشوند و