آنان كه قرآن را مىخوانند و اين حقائق را دريافت مىكنند . . . .
اقامهء صلوة به معنى بر پا داشتن و ادامهء آنست ، انفاق ظاهرا انفاق مستحبى است كه در وقت نزول آيه ، هنوز زكات واجب نشده بود ، انفاق پنهانى براى محفوظ ماندن از ريا ، و انفاق آشكار براى ترويج احسان است اين تجارت در رساندن سعادت به انسان در دنيا و آخرت كساد ندارد .
30 -
لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ
.
لام در « ليوفيهم » گويند : متعلق به
يَتْلُونَ . . .
است يعنى : اين كار را ميكنند تا خدا پاداش آنها را به طور كمال بدهد ، و مىشود به معناى غايت باشد يعنى عاقبت آن اعمال چنين خواهد شد . منظور از « يزيدهم » هر چه باشد ، زائد . بر استحقاق است مانند
لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ
ق / 35 و مانند :
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها
انعام / 160 .
غفور راجع به آمرزش گناهان آنهاست كه در آيات مىخوانيم گناهانشان آمرزيده خواهد شد ، شكور راجع به دادن پاداش است ، آن از اسماء حسنى است كه يعنى خداوند اعمال را بىپاداش نمىگذارد .
31 -
وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ
.
اين آيه در تكميل آيهء بيست و نهم ، ضمير « هو » براى تأكيد حق است يعنى حقّى است كه ابدا باطلى در آن نيست و اگر براى قصر بود ، لازم مىآمد كه كتابهاى ديگر آسمانى حق نباشد با آنكه قرآن آنها را تصديق مىكند خدا به نيازهاى مردم دانا و بيناست كه اين كتاب فرستاده است .
32 -
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ
.