ناگفته نماند : « من » در جملهء
مِنْ عِبادِنا
بيانيّه است ،
بِإِذْنِ اللَّهِ
نشان مىدهد كه مراد از « سابق » امام است كه او به اذن خدا بر ظالم و مقتصد سبقت كرده ، اما به وسيلهء فعل خيرات .
ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ
اشاره است به ايراث كتاب كه تفضّل بزرگى از جانب خداست ، و هدايت بشرى آن را لازم گرفته است ، نظير سخن خدا دربارهء بنى اسرائيل
وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ
گويا منظور آنست كه اين فضل كبير اكتسابى نيست .
33 -
جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فِيها حَرِيرٌ
.
در مجمع البيان فرموده : جنّات عدن بيان است براى فضل كبير ، الميزان نيز آن را پذيرفته است ولى اين بعيد است . زيرا فضل راجع به ايراث كتاب است و آن نمىتواند بهشت باشد .
به نظر مىآيد كه تقدير آن « لهم جنات عدن » * باشد يعنى براى مقتصدان
و سابقان به خير بهشتهاى برين است . « لؤلؤ » در قرائت نصب تقديرش « يحلون فيها لؤلؤ » است . « حرير » ظاهرا به معنى لباس نازك است چنان كه از راغب نقل شد ، به معنى ابريشم بودن بعيد است .
34 -
وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ
.
اگر منظور از « الحزن » غمهاى دنيا باشد كه ديده بودند در اين صورت اين گفته ، سخن هر سه گروه است به شرط آنكه ظالم لنفس نيز اهل بهشت باشد و اگر مراد غم عرصات محشر باشد در آن صورت بايد سابقين مستثنى باشد زيرا كه آنها را در عرصات اندوهى نيست
لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ
انبياء / 103 .