كه كرده بود محكوم كنند ، داود توبه كرد و به قدرى گريست تا از اشك چشمان او علف روئيد .
مؤلف گويد : على هذا منظور دو ملك آن بود كه داود تو 99 زن دارى ، به آنها اكتفاء نكرده زن او ريا را نيز براى خودت خواستى اين عدالت است ؟ داود متوجه خطاى خود شد .
مرحوم طبرسى بعد از نقل قضيه مىفرمايد : شكى در فساد اين سخن نيست اين مانع عدالت است چطور مىشود انبياء كه امين وحى خدا و واسطه ما بين خدا و خلقند در صفت كسى باشند كه عدالتش پذيرفته نشود و انسان از شنيدن حال او متنفر باشد ، پيامبران خدا از اينها برتر مىباشند ، از امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده كه فرمود : اگر مردى پيش من آوردند كه ميگويد : داود زن اوريا را گرفت به او دو تا حد مىزنم يك حد براى توهين به نبوت ديگرى حد اسلام :
« قال لا اوتى برجل يزعم ان داود تزوج امرأة اوريا الا جلّدته حدين حدا للنبوة و حدا للاسلام » .
مؤلّف گويد : اين نقل از تورات است النهايه آن را در كتابهاى اسلامى تعديل كردهاند .
در تورات در كتاب دوّم سموئيل باب يازدهم مىنويسد : داود زن اوريا را از پشت بام ديد كه غسل مىكند ، كسانى را فرستاد زن را گرفته و آوردند ، بلا فاصله با او همبستر شد ، زن حامله گرديد و از او سليمان به دنيا آمد آن گاه در باب دوازدهم مىنويسد : ناتان فرستادهء خدا پيش داود آمد و گفت :
خدا مىگويد : به عوض كارى كه دربارهء زن اوريا كردى زنان تو را گرفته پيش چشم تو به همسايه خواهم داد و او در روز روشن با زنان تو خواهد خوابيد :
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 219
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٢١٩