تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
در قضاوتها بيشتر دقت نمايد لذا از خدا آمرزش خواست و به سجده افتاد و توبه نمود . گويند : « ظن » در آيه به معنى علم است زيرا در صورت ظن ، استغفار و انابه تقديرى بود و اطلاق لفظ بر خلاف آنست ، به نظر نگارنده مىشود استغفار و انابه براى اشتباه در داورى باشد و نيز ظن كند كه اين پيشآمد امتحانى بوده است ولى از حضرت باقر عليه السّلام نقل شده كه ظن در آيه به معنى علم است . 25 -
فَغَفَرْنا لَهُ ذلِكَ وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ
كلمات « استغفر - اناب - غفرنا » حكايت دارند كه آن حضرت مىبايست دقت كند و چنين جريانى پيش نيايد ، جملهء
وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا . . .
براى جبران و تدارك اين جريان است كه مبادا فكرتان به داود عوض شود ، آن فقط امتحانى بود ، داود نزد خدا داراى منزلت و در آينده اهل بهشت و داراى بازگشت خوبى است . نكره آمدن زلفى و حسن مأب براى تفخيم است . 26 -
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
اين آيه ادامهء آيهء سابق است يعني « فغفرنا له ذلك و قلنا يا داود انا جعلناك خليفة . . . » ، علت اينكه نتيجهء خلافت در اينجا فقط قضاوت به حق آمده است ، همان جريان داورى گذشته دربارهء آن دو نفر است و گرنه ، خلافت آثار زيادى دارد . مراد از « خليفه » على الظاهر جانشين بودن از طرف خداست چنان كه در
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً . . .
گذشت ، نه خليفه بودن از پيامبران گذشته ، چنان كه بعضىها گفته‌اند . از جملهء كارهاى خدا آنست كه
وَ اللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ
غافر / 20