وانگهى مردان و زنان نيكوكار در دنيا تا آخرين نفس در زحمت و فشار مطيع فرمان خدا مىشوند و از زحمت چشم باز نمىكنند و همانطور از دنيا مىروند .
شهداء جان در راه خدا مىدهند ، چيزى عايدشان نمىشود ، بدكاران و ستمگران آنچه مىتوانند آزادانه ظلم مىكنند و سپس در بستر راحت از دنيا مىروند ، نه بازخواستى از آنها مىشود و نه به طور طبيعى گرفتار مىشوند و حتى از بسيارى از پيشوايان ستمگر ، انتقام گرفتن در بافت زندگى دنيا امكان ندارد .
مثلا از يزيدها ، معاويهها ، ترومنها ، صدامها ، بگينها چطور انتقام گرفته بشود مگر كشتن يا تكه تكه كردن آنها مىتواند انتقام خون مظلومان بىحد و حصر و آن همه فسادها باشد .
اگر دنياى ديگرى براى تكميل نواقص اين زندگى نباشد ، عدالت خدا جاى خود را نمىگيرد .
دو نكتهء ديگر را بايد در آيهء شريفه در نظر گرفت يكى آنكه : آيهء شريفه ناظر به يك طرف قضيه است و آن اينكه اگر روز حساب نباشد نيكوكاران مانند بدكاران مىشوند و اهل سعادت مانند اهل خسران مىشوند اين بر خلاف عدالت خداست .
ديگرى آنكه ، مقابله ما بين مؤمن و كافر نيست بلكه ما بين اهل ايمان و عمل و مفسدين است خواه اهل كافر باشند يا مؤمن بدكار و غير صالح ، شايد براى همين است كه براى روشن شدن هر چه بيشتر ، در قالب ديگر فرموده است :
أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ
. اينجاست كه جانب عمل در اين مسئله تقويت مىشود .