تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
تو در پنهانى زنا كردى امّا من اين كار را پيش تمام بني اسرائيل خواهم نمود ( معاذ اللَّه ) . سوم - اگر مسئلهء خصومت و قضاوت به واسطه خدا و در اثر فرستادن ملك بوده باشد ، غرض آن بوده كه داود عليه السّلام در قضاوت ميان مردم آمادگى داشته باشد در اين صورت گناهي در بين نبوده است و اگر جريان به صورت عادى اتفاق افتاده باشد ، باز امتحانى از جانب خدا بوده است ، اين مقدار انحراف و تدارك آن ، ضرورى به عصمت ندارد ، نظير جريان حضرت يونس عليه السّلام . 27 -
وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ
. در آخر آيهء گذشته به معاد اشاره شد و خوانديم :
لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ
در اين آيه به معاد از راه حكمت استدلال شده است و آن يكى از راه‌هاى اثبات معاد است چنان كه در آخر سورهء حجر به طور تفصيل سخن گفته‌ايم خلاصهء استدلال آنست كه : اگر معاد نباشد خلقت آسمان و زمين عبث و باطل است و چون محال است كه خدا باطل كار باشد ، پس بايد معاد حتما واقع شود . يعنى خلقت آسمانها و زمين بايد غايتى و هدفى داشته باشد و اگر منظور آن باشد كه اين چرخ فقط در جريان باشد و به غايتى ثابت نرسد . سؤال : « منظور از خلقت اينها چيست ؟ » بدون جواب مىماند و خلقت باطل مىشود و كار بىغايت بر حكيم محال است . اگر گويند : منظور خلقت انسان و زندگى او است ، گوئيم : زندگى پر از رنج و درد انسان نمىتواند هدف اين خلقت عظيم باشد ، اين هدف كوچك با اين خلقت عظيم سازگار نيست ، چنان كه منظور از خلقت انسان نيز ، زندگى دنيا نمىتواند باشد :
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ
مؤمنون