تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
جانشين خدا نيز بايد قضاوت به حق كند ،
وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى . . .
تأكيد مطلب اول است . مراد از
جَعَلْناكَ خَلِيفَةً
خلافت فعلى و حضورى است نه شأنى چنان كه در
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
بقره / 30 بود ، مراد از ركوع تواضع يا انحناء است . آيه نشان مىدهد كه جعل خلافت و تعيين سرپرست در روى زمين ، منصب خدايى است خواه پيامبر باشد يا امام معصوم يا ولى فقيه كه قائم مقام امام معصوم است ،
إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ
. تعليل نهى سابق است . « ما » در
بِما نَسُوا
مصدريه و تقدير آن « بنسيانهم يوم الحساب » مىباشد . در تكميل ماجراى داود عليه السلام ذكر چند نكته لازم است . اول - ظهور آيات آنست كه مخاصمه كنندگان بشر بودند و غير متعارف به محضر داود آمدند تا جريان قضاوت آن طور كه گفته شد انجام يافت ، به نظر ميايد كه داود در همانجا متوجه خطا شده و آن را جبران كرده است . ولى در روايات هست كه آن دو نفر فرشته بودند كه از طرف خداوند براى امتحان داود آمدند ، از عيون اخبار الرضا عليه السّلام نقل شده كه حضرت رضا صلوات اللَّه عليه . . . فرمود : خطاى داود آن بود كه گمان كرد : خدا داناتر از او نيافريده است ، خدا دو نفر ملك فرستاد كه از ديوار محراب داخل شدند و از او داورى خواستند . . . پس خطاى داود صورت داورى بود نه حقيقت داورى . « فكان خطيئته هذا رسم الحكم . . . » . در الميزان فرموده : خصوصيات قضيه مانند از ديوار آمدن ، دخول غير عادى