تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
متوجه شدن داود كه اين كار امتحانى از جانب خدا بود نه واقعهء عادى ، كه ظاهرا خدا مىخواسته او را در خلافتش و در داوريش ميان مردم از خطا حفظ كند ، همهء اين قرائن تأييد مىكند كه آنها ملائكه بودند و به صورت مردان در آمده‌اند على هذا آن فقط تمثلى بوده و قضاوت در حال تمثّل نظير عالم خواب است و معلوم است كه در عالم خواب تكليف نيست . ( منظور الميزان از اينكه آنجا جاى تكليف نبوده آنست كه بفرمايد : اين كار گناه و خطا نبوده است ) آن گاه فرموده : اگر متخاصمين بشر بوده باشند بايد گفت : قضاوت مشروط بوده است يعنى : داود گفت : برادرت بر تو ظلم كرده ، در صورتى كه بر عليه ادعاى تو دليل نياورد . اين براى آنست كه دليل قاطع عقلى و نقلى اقامه شده كه انبياء عليهم السّلام معصومند . . . دوم : نقل است كه جريان ميش‌ها و ميش در رابطه با زن ( اوريا ) يكى از فرماندهان داود بود كه داود آن را تزويج كرد ، در مجمع البيان نقل شده . . . داود روزى در محراب خويش بود كه كبوترى در آن داخل شد ، داود در پى گرفتن كبوتر به طرف روزنهء محراب رفت ، آنجا مشرف به خانهء ( اوريا ) بود ، داود زن اوريا را ديد كه غسل مىكند عشق زن در دل داود جاى گرفت و خواست او را به زنى بگيرد . « اوريا » را به بعضى از جنگها فرستاد و گفت او را جلوتر از « تابوت عهد » به جنگ وادارند ، در نتيجه « اوريا » كشته شد ، داود زن او را پس از انقضاى عده به زنى گرفت و سليمان از او متولد گرديد . روزى داود مشغول خواندن زبور بود كه دو نفر وارد شدند ، داود ترسيد گفتند : نترس . . . پس از قضاوت داود ، آن دو مرد به هم نگاه كرده و خنديدند ، داود دانست كه آن دو فرشته‌اند ، خدا به صورت خصمين فرستاده تا او را در گناهى
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 218 | على اكبر قرشى بنابى