منظور از
وَ اهْدِنا . . .
تأكيد
فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ
است ، وسط صراط همان داورى عادلانه مىباشد .
23 -
إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ
اين آيه مورد مخاصمه و اختلاف بود كه مىبايست داود دربارهء آن قضاوت كند ، معلوم مىشود كه اختلاف ما بين دو نفر بود ولى عدهاى هم با آنها به طرفدارى يا شهادت آمده بودند ، زيرا
تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ
جمع است .
مراد از
أَكْفِلْنِيها
تمليك است يعنى : آن را به من تمليك كن و در تحت كفالت من قرار بده چنان كه ميشهاى ديگرم چنان است و اگر منظور امانت دادن و نظير آن بود خصومت لازم نبود ، در مجمع البيان فرموده : « و المعنى اعطينها » 24 -
قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِهِ وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَلِيلٌ ما هُمْ
حقش آن بود كه داود از آن شخص ديگر بپرسد تو چه مىگويى ، آن وقت قضاوت نمايد ولى آيه نشان مىدهد كه بى آنكه از طرف ديگر چيزى بپرسد ، گفته است ، برادرت در اين كار بر تو ستم كرده است .
از كلمهء
مِنَ الْخُلَطاءِ
بر مىآيد كه آن دو با هم بالنسبة شريك بودهاند ، لفظ « الى » در
إِلى نِعاجِهِ
حاكى است كه به سؤال ، معنى اضافه اشراب شده است يعنى « ظلمك بسؤال اضافة نعجتك الى نعاجه » چنان كه در جوامع الجامع فرموده است ، « ما » در
قَلِيلٌ ما هُمْ
براى ابهام و تأكيد است .
وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ
اينجاست كه داود پى برد ، اين پيشآمد و نسيان امتحان خدايى بود تا بعدا