پرندگان در وقت تسبيح در يك جا جمع مىشدهاند . بقيهء مطلب در سورهء انبياء و سبأ گذشت ، مراد از تسخير وادار كردن به تسبيح با داود است .
ناگفته نماند : تسخير جبال و پرندگان كه با داود همصدا باشند از جملهء مصاديق « ذا الايد » و تأييد داود است ، الميزان نظر مىدهد كه تسبيح كوهها و پرندگان را مردم نيز مىشنيدهاند و اللَّه العالم .
20 -
شَدَدْنا مُلْكَهُ وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ
سه مطلب در اين آيه مطرح است ، اول تشديد و تقويت حكومت داود ، كه با لشكريان و خزائن و تدبير و كياست و امكانات خدايى ، حكومت و جهاندارى او محكم شده بود ، دوم
وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ
طبرسى حكمت را زبور و علم به شرايع و احكام دانسته است « 1 » الميزان معارف حقه مىداند كه انسان را تكميل مىكند . بعضىها : نبوت گفتهاند .
در جاى ديگر آمده است :
وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمَّا يَشاءُ . . .
بقره / 251 به نظر مىآيد كه مراد از حكمت بينش و كاردانى و درك باشد . سوم
وَ فَصْلَ الْخِطابِ
منظور از خطاب ظاهرا كلام متخاصمين است كه داود مىتوانست حق آن را از باطل تميز دهد و جدا كند و آن بر قضاوت حق تطبيق مىشود ، مطلب آينده اين سخن را تأييد مىكند .
21 -
وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ
.
از اين آيه داستانى شروع مىشود كه خلاصهء آن چنين است : گروهى از ديوار غرفهء داود بالا رفته و وارد غرفهء او شدند ، داود از ورود غير متعارف آنها وحشت كرد ، گفتند : نترس ما دو نفر متخاصم هستيم كه بعضى بر بعضى ظلم كرده است ، ميان ما به حق داورى كن ، آن گاه يكى به ديگرى اشاره كرده و به داود
هامش
( 1 ) جوامع الجامع .