لا تشطط : شطط : جور و ظلم ، « لا تشطط » ظلم نكن .
سوى : وسط . منظور از آن در آيه عدالت است .
نعجة : ميش . راغب گاو ماده و آهوى ماده را نيز داخل آن دانسته است .
خلطاء : خلط : آميختن . خلطاء جمع خليط است به معنى شركاء ، يعنى كسانى كه مال خويش را با يكديگر مىآميزند .
خر : خر ( بر وزن عقل ) و خرور : افتادن توأم با صدا . مطلق سقوط نيز گفتهاند . در آيه مراد همان است .
زلفى : مصدر است به معنى تقرب و نيز اسم مصدر است به معنى مقام و منزلت .
شرحها
در گذشته از مشركان حكايت شد كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را به جادوگرى و دروغگويى نسبت دادند ، دعوت او را افتراء نام نهادند و گفتند : مزيتى بر ما ندارد چرا وحى بر ما نازل نشده است ؟ و آن گاه آخرت را مسخره كردند . در اين آيات و ما بعد آنها ، حالات عدهاى از پيامبران نقل شده كه همه در راه خدا صبر كردند ، آن وقت با كلمهء
اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ
آن حضرت را دعوت به صبر و استقامت كرده است .
در اين آيات ماجراى داود مطرح است ، او از پيامبرانى بود كه استقامت ورزيد و در پياده كردن توحيد موفق شد ، علت اينكه فقط پيش آمد خصم و قضاوت داود نقل شده ، شايد آن باشد كه به آن حضرت گوشزد مىشود ، در قضاوتهايت دقت كن و نيز در پيشامدهاى غير پيش بينى شده كه همچون بالا رفتن از ديوار غير مترقّبه خواهند بود ، خودت را گم نكن و اللَّه العالم ، سپس بر وجود معاد