سخن خود
امْشُوا وَ اصْبِرُوا
استدلال كنند .
7 -
ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ
با اين سخن
وَ اصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ
را تأكيد كردهاند ، منظور از
الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ
بعيد نيست كه طريقههاى زمان خود يا نزديك به زمان خودشان باشد يعنى : ما در اين طريقههايى كه هستند و يا در گذشتهء نزديك بودهاند ، چنين چيزى نشنيدهايم كه به جاى خدايان يك خدا باشد . و اهل عصر آن را پذيرفته باشند ، پس بايد اين ، افسانه و دروغ باشد
إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ
.
به عبارت ديگر : اين سخن عبارت اخراى
ما هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
است كه چندين بار در قرآن از آنها نقل شده است . در مجمع البيان از ابن عباس نقل شده : مراد از « ملة آخرة » نصرانيت است آنها نيز خدا را يكى نمىدانند و « ثالث ثلاثة » مىگويند . الميزان فرموده : ضعف اين سخن ظاهر است زيرا مشركان دين نصرانيت را نيز حق نمىدانستند .
8 -
أَ أُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذابِ
تعليل « اختلاق » در آيهء قبلى است يعنى : علت افتراء بودن آنست كه او مزيتى بر ما ندارد چرا بر او نازل شد و بر ما نازل نشد ؟ نظير
ما أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا
و نظير :
لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ
زخرف / 31 آن گاه در جواب همهء اباطيل گذشته فرموده است :
بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي
يعنى : آنچه مىگويند از روى اعتقاد و ايمان نمىگويند ، بلكه از ذكر من يعنى قرآن من در شك مىباشند .
بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذابِ
اضراب است از اضراب قبلى ، يعنى شكشان و عدم ايمانشان از روى استكبار و عناد و لجاجت است ، اينها فقط با ديدن عذاب ،