اللَّه عليه نقل شده كه :
« قال رسول اللَّه ثم اوحى اللَّه لى يا محمّد ادن فمن « صاد » و اغسل مساجدك و طهرها وصل لربك فدنا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله من « صاد » و هو ماء يسيل من ساق العرش الايمن »
و در مجمع البيان از آن حضرت نقل شده : صاد نامى از نامهاى خداست ولى روايت بالا نشان مىدهد كه آن نام چشمهاى است .
« بل » براى گذشتن از مطلبى و تأسيس مطلب ديگرى است ، مصداق ذكر در آيه بايد توحيد ، نبوت و معاد و امثال آن باشد . يعنى سوگند به اين قرآن كه داراى ياد آورى و بيدارگرى در زمينهء توحيد و معاد و امثال آنست .
نكره آمدن « عزة و شقاق » حاكى از سختى و شدت آنهاست يعنى كفار در امتناع و مخالفت سختى هستند .
3 -
كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ فَنادَوْا وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ
.
جواب آنهاست يعنى امتناع و دشمنى نكنند ، بسيارى از پيشينيان را كه مانند آنها در مخالفت بودند هلاك كردهايم ، « نادوا » يعنى نداى واويلا سر دادند و يا نداى استغاثه كردند
فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها يَرْكُضُونَ .
قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ
انبياء / 16 « كم » به معنى كثرت است .
اسم « لات » حذف شده و تقدير آن « لات الحين حين مناص » است يعنى امروز ، وقت فرار نيست ، به عبارت ديگر ، ندايشان فائدهاى نخواهد داشت .
4 -
وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ
تعجب آنها از آمدن بشر بدان علّت بود كه آمدن پيامبر از بشر را انكار مىكردند ، گويى آن يك اعتراض همگانى بود چنان كه در جاى ديگر فرموده
وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى إِلَّا أَنْ قالُوا أَ بَعَثَ اللَّهُ بَشَراً رَسُولًا
اسراء / 94 .
ساحر گفتن از آن جهت بود كه نمىتوانستند نظير قرآن را بياورند ، نظرشان