تعليل پاداش فوق است يعنى بندهء مؤمن بودن مستلزم پاداش خوب است .
123 -
وَ إِنَّ إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ
.
از اين آيه تا آيه 132 در رابطه با شرح حال الياس پيامبر است ، در اين آيات مىخوانيم كه او قوم خويش را به توحيد دعوت نمود ، و از عبادت بتى كه « بعل » نام داشت بر حذر كرد ولى قومش او را تكذيب كردند و در نتيجه در عذاب خدا و يا براى حساب حاضر خواهند شد .
در مجمع البيان از ابن عباس و محمّد بن اسحاق و غيره ، نقل شده كه او از انبياء بنى اسرائيل و از اولاد هارون برادر موسى بود ، مؤيد اين سخن آنست كه الياس در سورهء انعام / 85 در رديف انبياء بنى اسرائيل ذكر شده است ، در قرآن مجيد فقط دو بار نام او آمده است و بيشتر از آنچه در اين سوره نقل شده ، ذكرى از او نيست آنچه در روايتها آمده اكثرا از كعب الاخبار و وهب بن منبّه است كه هر دو دروغگو بودند ، لذا از ذكر آنها اجتناب شد .
124 -
إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ لا تَتَّقُونَ
.
نقل دعوت الياس است ، مراد از « تتقون » ترس از عذاب خداست كه مشركان به وجود خدا عقيده داشتهاند .
125 -
أَ تَدْعُونَ بَعْلًا وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقِينَ
.
در تفسير صافى از تفسير قمى نقل شده : « و كان لهم صنم يسمونه بعلا » لفظ
أَحْسَنَ الْخالِقِينَ
كه در سورهء مؤمنون نيز آمده است ، در رابطه با كارهاى انسان است كه انسان خالق عرضى و فاعل طبيعى است و گرنه خالقى جز خدا نيست يعنى : از بين همه انسانها خدا بهترين آنهاست كه « نبودها » را به وجود آورده است .
126 -
اللَّهَ رَبَّكُمْ وَ رَبَّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ
.