حقايق است .
الياس : نام يكى از پيامبران است . كه فقط دو بار در قرآن مجيد آمده است : انعام / 85 ، صافّات / 133 ، « الياس » لغتى است در « الياس » مانند سينين و سينا . ( نكتهها ) .
بعلا : گويند : بعل نام بتى بود در بعلبك .
غابرين : غبور : ماندن و رفتن آن از اضداد است « غبر غبورا : مكث و بقى و ذهب و مضى » غابر كسى را گويند كه بعد از رفتن كسانى كه با او بودند باز ماند .
دمرنا : دمار : هلاكت . تدمير : هلاك كردن . راغب ادخال هلاكت در شيء گفته است « دمرنا » : هلاك كرديم .
يونس : از پيامبران الهى است نام مباركش چهار بار در قرآن مجيد ذكر شده است . رجوع شود به « نكتهها » .
ابق : اباق : رفتن در حال خشم . اكثر اهل لغت آن را فرار گفتهاند مانند فرار بنده از مولايش ولى قاموس ، رفتن بدون ترس و رحمت گفته است يا رفتن بعد از مخفى شدن .
ساهم : بين الاثنين است يعنى با ديگران قرعه كشيد . و چون قرعه را با تيرهاى مخصوص مىكشيدند لذا كلمهء « سهم » به كار رفته است .
مدحضين : دحض : لغزيدن و سقوط . « مدحضين » : ساقط شدگان و مغلوب شدگان . در نهج البلاغه خطبه / 147 فرموده : «
و ان تدحض القدم . . .
» يعنى اگر قدم بلغزد .
مليم : لوم : سرزنش . مليم اسم فاعل است به معنى ملامت كننده ، ظاهرا منظور ملامت خودش است كه چرا از ميان قوم خارج شدم ،
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 172
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص١٧٢