به كار رود ، مراد از آن در آيه « وسط » است .
نزل : ( بر وزن عنق ) پذيرايى . آنچه براى ميهمان آماده شده تا بر آن نازل شوند .
طلعها : طلع : ميوه . چيزى كه از درخت طلوع مىكند . يا ميوهء نخل .
الفوا : الفاء : پيدا كردن . « ألفاه : وجده » .
يهرعون : هرع و اهراع : رفتن به شتاب . « هرع اليه ، مشى باضطراب و سرعة » على هذا « يهرعون » يعنى به سرعت كشيده مىشدند .
شرحها
در اين آيات چهار مطلب مطرح است : اول مقدارى از حالات اهل بهشت .
دوم اينكه اهل آخرت در آن روز يكديگر را شناخته و دنيا را به خاطر مىآورند سوم : مقدارى از حالات اهل جهنّم ، چهارم : علّت اهل آتش بودن كه پيروى عاطفى از پدران مشرك بوده است .
40 و 41 -
إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ أُولئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ
.
استثناء منقطع است از ضمير « لذائقوا » يعنى لكن بندگان خالص شدهء خدا عذاب اليم را نمىچشند . مخلصين را به صيغهء مفعول گفتهاند : يعنى كسانى كه خدا آنها را براى خود خالص كرده است امّا مىشود گفت : كه خود را براى خدا خالص كردهاند .
مراد از « معلوم » شىء معين است اگر « مخلصين » مخصوص به معصومين باشد در اين صورت منظور آنست كه رزق آنها رزق معينى است كه به رزق ساير اهل بهشت مخلوط و مشتبه نمىشود ، با مراجعه به اول سورهء واقعه و ملاحظهء حالات « السابقون » معلوم مىشود كه مراد از
عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ
همان