شك ، بعضى از بزرگان اصل آن را « كان » دانسته ، راجع به شك توجيه آورده است .
لَوْ لا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا لَخَسَفَ بِنا وَيْكَأَنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكافِرُونَ
.
گويى مرادشان آنست كه اگر همچون قارون بوديم ما نيز به زمين فرو رفته بوديم ، آن گاه به عدم فلاح كافران اقرار نمودهاند .
83 -
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ
.
اين آيه و آيهء بعدى مانند نتيجهايست بر قصهء قارون ، منظور از دار آخرت بهشت است ، اشاره به « تلك » شايد براى تعظيم آن باشد ، آنان كه در زمين به فكر فساد نيستند و بر بندگان خدا تجاوز و برترى نمىكنند ، بهشت مال آنهاست ، منظور از « العاقبة » نيز بهشت و يا سعادت دنيا و آخرت هر دو است .
در مجمع البيان از زاذان نقل شده : امير المؤمنين عليه السّلام در بازارها به تنهايى گردش مىكرد ، راه گم كردهها را ، راه نشان مىداد ، ضعيفان را يارى مىكرد به فروشنده و بقال مىرسيد قرآن را باز كرده و بر آنها آيهء
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ . . .
را مىخواند و مىفرمود : اين آيه دربارهء واليان عادل و متواضع و دربارهء اهل قدرت از غير واليان نازل شده است .
84 -
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزَى الَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئاتِ إِلَّا ما كانُوا يَعْمَلُونَ
.
تتمهء مطلب آيهء سابق است به قرينهء ذيل آيه به نظر مىآيد مراد از
فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها
ده برابر بودن پاداش حسنه است زيرا گرچه اين جمله مطلق بهتر بودن را مىرساند اما در آيه ديگر مىخوانيم كه بهتر بودن همان ده برابر بودن است :
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها