لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
.
صدر آيه نهى صريح است از اتخاذ معبودى جز خدا ، و ذيل آن تعليل نهى است ، يعنى حالا كه جز او معبود نيست و جز او همه فانى است و فرمان دادن و حكم كردن خاص اوست و همه به سوى او بر مىگرديد پس
لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ
.
جملهء
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
نظير
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
رحمن / 26 است مراد از هالك ظاهرا فانى و متغير است در دعاى جوشن كبير مىخوانيم :
يا من يبقى و يفنى كل شىء
چنان كه در كلمهها گفته شد مراد از « وجه » ظاهرا ذات پروردگار سبحان است يعنى :
هر چيز به جز ذات حق تعالى ، فانى و متغير و ناپايدار است ، فقط ذات پروردگار ثابت و لا يزال مىباشد ، على هذا فقط بايد او را خواند و او را پرستش نمود ، معبودهاى باطل هالكند و ناپايدار و فانى ، لذا شايستهء معبود بودن نيستند .
فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ
.
احتمال دارد منظور از هالك ممكن الوجود بودن باشد يعنى هر شىء نسبت به ذاتش ناپايدار و هالك و وابسته است . ناگفته نماند : آيه شريفه راجع به دنيا است اما در آخرت مسئلهء « عند اللَّه » بودن به وجود خواهد آمد در نتيجه ، موجودات آخرت ثابت و پايدار خواهند بود . ولى باز نسبت به ذاتشان ، وابسته و ناپايدار بودن بر آنها صادق خواهد بود .
صدوق رحمه اللَّه در كتاب توحيد بابى در تفسير
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
منعقد كرده و در آن رواياتى آورده است ، از جمله :
« عن ابى حمزه قال قلت لابى جعفر عليه السّلام قول اللَّه
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
؟ قال فيهلك كل شىء و يبقى الوجه ان اللَّه عز و جل اعظم من ان يوصف بالوجه و لكن معناه كل شىء هالك الا دينه