تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ
انعام / 160 ، على هذا اين دو آيه از يك حقيقت حكايت مىكنند .
إِلَّا ما كانُوا . . .
هم تجسم عمل را مىرساند و هم برابر بودن كيفر با عمل را . اگر در آيه به جاى
فَلا يُجْزَى الَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئاتِ
مىفرمود « فلا يجزى الا مثلها » كافي بود ، شايد آمدن اسم ظاهر به جاى ضمير براى نشان دادن استحقاق آنها به عذاب باشد ، زير استناد به لفظ « السيئات » در اثبات عذاب كاملتر از استناد و به ضمير است . در الميزان جمع آمدن سيئات را در نظر گرفته و فرمايد : شايد آن اشاره باشد كه اين كيفر در حق كسانى است كه بيشتر معصيت كنند و گناهان آنها را احاطه كرده باشد . 85 -
إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ مَنْ جاءَ بِالْهُدى وَ مَنْ هُوَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
. از اينجا تا آخر سوره يك نتيجه گيرى است از ماجراى موسى كه گذشت اين آيه ظاهرا در صدد بيان آنست كه همانطور كه موسى را دوباره به مصر برگردانديم ، تو را نيز بعد از خارج شدن از مكه به آنجا بر خواهيم گردانيد ، ( اين وعده در سال هشتم هجرت عملي شد ) . مفعول « فرض » عمل و تبليغ است يعنى خدايى كه بر تو عمل به قرآن و تبليغ آن را واجب كرده است . منظور از معاد ، مكه است تنكير آن براى عظمت عود است يعنى محل عود با عظمت كه وقت برگشتن مانند آن روز نخواهى بود كه از آنجا فرار و هجرت كردى . همانطور كه موسى پيامبر شد و با وضع ديگرى به مصر برگشت
قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ . . .
توجيه صدر آيه است ، يعنى اى مشركان اكنون مرا در چنين حال ضعف مىبينيد ولى خدا به آورندهء هدايت كه منم و به گمراهان كه شما هستيد داناتر است ، على هذا مرا به اين وعده خواهد رسانيد .