آن دو را نيز انكار كردهاند ، به نظر مىآيد كه كفر بر موسى پيش از خواستن عصا و يد بيضاء بوده است .
49 -
قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدى مِنْهُما أَتَّبِعْهُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
.
جواب
سِحْرانِ تَظاهَرا
است ، اثبات هدايت براى تورات با آنكه تحريف شده بود ظاهرا راجع به كليات تورات است زيرا تورات در عين محرّف بودن ، مسئلهء توحيد و نبوت و امثال آنها را اثبات مىكند و يا منظور هدايت تورات در معيت قرآن است ، كه قرآن آن را تصحيح مىكند و هر دو يك جا سبب هدايتند .
إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
اگر راستگوييد در اين گفته كه
سِحْرانِ تَظاهَرا
.
50 -
فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
.
تفريع است بر آيهء سابق ، كه اگر بهتر از قرآن و تورات را نياوردند و در عين حال قرآن و تورات را نيز قبول نكردند ، بدان كه از خواهشهاى نفس پيروى مىكنند .
على هذا ضال هستند و ظالم مىباشند ، زيرا گمراهتر از همه ، آن كس است كه از هواى نفس پيروى كند بى آنكه مدركى از خدا داشته باشد . ظالمان را خدا هدايت نمىكنند .
« من اضل » استفهام انكارى است يعنى : « ليس اضل ممن اتبع هواه . . . » منظور از
إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
آنست كه در اين كار و اين رو به كه در پيش گرفتهاند هدايت و سعادت نمىتواند وجود داشته باشد . زيرا راه ظلم و راه ضلال است . نه راه هدايت . على هذا مراد از هدايت و ايصال به مطلوب و