منافقانى و ضعيف الايمانهايى مثل خود ، مىگفتهاند كه به طرف ما بيائيد خود نيز به جنگ كمتر مىآيند .
19 -
أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ
مراد از بخل در اينجا بخل جانى است يعنى : در حالى كه از لحاظ كمك بدنى به شما بخيل هستند و كمك جانى نمىكنند ، سپس در بيان حال آنها فرموده : چون خوف رو برويى با دشمن بيايد مىبينى چشمشان در كاسهء سر بدوران افتاده و همچون آدم بيهوش شده از مرگ ، به تو نگاه مىكنند ، آن كنايه از كثرت خوف و وحشت و خيره شدن چشم ايشان است .
« كالذى » در تقدير « كعين الذى » است .
فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ
اين قسمت راجع به خواستن آنها از غنائم است يعنى در سر غنائم با گفتگوهاى تند شما را مىآزارند در حالى كه بخيلند بر غنيمتى كه به شما رسيده است .
أُولئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً
حبط راجع به اعمال مختصر آنهاست كه به ظاهر با مؤمنان همگامى مىكردند علّت حبط عدم نيّت صحيح آنهاست .
20 -
يَحْسَبُونَ الْأَحْزابَ لَمْ يَذْهَبُوا وَ إِنْ يَأْتِ الْأَحْزابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بادُونَ فِي الْأَعْرابِ يَسْئَلُونَ عَنْ أَنْبائِكُمْ
گويى آنها در اثر كثرت خوف نمىتوانستند رفتن احزاب را باور كنند ، وانگهى اگر بار ديگر احزاب برگردند خوش دارند كه در بيابان باشند و جريان شما را از ديگران بپرسند .
وَ لَوْ كانُوا فِيكُمْ ما قاتَلُوا إِلَّا قَلِيلًا