نمىكردند ، قلبها به طپش افتاد و سينهها تنگ گرديد و احساس مىكردند كه قلوبشان به حلقوم رسيده است « 1 » .
الميزان فاعل « تظنون » را منافقان و مريض القلبها دانسته است ولى لفظ
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
در آيهء اول و جملهء
وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً
، در آيهء بعدى نشان مىدهد كه فاعل « تظنون » مؤمنان بودهاند
وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ
بقره / 214 .
ولى در آيات بعدى خواهد آمد كه
وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
اين نشان مىدهد كه « تظنون » خطاب به منافقان و مريض القلبهاست كه بعضى گمان مىكردند ، كفار به زودى غالب مىشوند ، بعضى مىگفتند جاهليت عود خواهد كرد و بعضى گمان مىكردند كه
ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً
كه خواهد آمد .
ناگفته نماند : الف در « الظنونا » زايد است و براى هموزن بودن آخر آيه آمده است ، زمخشرى « تظنون » را شامل مؤمنان نيز مىداند .
11 -
هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً
.
حكايت از اضطراب و ناراحتى مؤمنان است ، قهرا اضطراب و تزلزل آنها درباره اسلام و قرآن بوده است نه براى خود و فرزندان خود . آزمايش شدند تا قوى الايمان از ضعيف الايمان شناخته شود . « هنالك » اشاره به مكان دور است .
12 -
وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً
.
مراد از مريض القلبها ، مسلمانان غير ثابت مىباشند ، نقل شده : آنها و
هامش
( 1 ) در كشاف گويد : « و يجوز ان يكون ذلك مثلا فى اضطراب القلوب و وجيبها و ان لم تبلغ الحناجر حقيقة »