منافقان : گفتند : محمّد به ما خبر مىدهد كه شهرهاى قيصر و كسرى را فتح خواهد كرد با آنكه ما از ترس نمىتوانيم به قضاى حاجت برويم .
ناگفته نماند : غرور به معنى فريب و تطميع به باطل است ، مرادشان آن بود كه محمّد با « پيروز خواهيم شد سعادت از آن ماست » ما را فريفت و به دام دشمن انداخت .
13 -
وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَ يَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ
لفظ « منهم » ظاهرا راجع به منافقان و مريض القلبهاست
لا مُقامَ لَكُمْ
يعنى ماندنتان در اينجا بى فائده است ، زيرا حتما غلبه با دشمن خواهد بود ، گروهى هم براى برگشتن به مدينه از حضرت اجازه مىخواستند و دليل مىآوردند كه خانههاى ما بى حفاظ و خانوادههايمان بى دفاع ماندهاند ، در جواب فرموده :
وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً
يعنى نظرشان فقط فرار از معركه بود و گرنه دشمن راهى به خانههاى آنها نداشت چنان كه در شأن نزول گفته شد ، بعيد نيست « منهم » اول راجع به منافقان و دوم راجع به مريض القلبها باشد .
14 -
وَ لَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ أَقْطارِها ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْها وَ ما تَلَبَّثُوا بِها إِلَّا يَسِيراً
.
اين آيه نشان مىدهد كه منافقان و مريض القلبها فقط در حال راحت و وسعت طرفدار دين هستند و در حال سختى به فوريت راه عوض مىكنند ، نائب فاعل « دخلت » بيوت است يعنى اگر لشكريان به خانهها و بر آنها داخل شوند و سپس از آنها فتنه و برگشتن از دين را مىخواستند آن را مىآوردند و فقط به اندازه سؤال فتنه ، تأخير مىكنند « عليهم » حال است از دخول و ضمير « بها » راجع به