يعنى فقط به اندازهاى جنگ مىكردند كه بفهمانند ما از شمائيم ، على هذا نبودنشان در ميان شما به نفع شما است .
21 -
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً
ظهور آيه آنست كه خود آن حضرت سرمشق نيست بلكه حالات و استقامت و ايمان و ايثار آن حضرت ، اسوه و سرمشق است نظير
قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ
ممتحنة / 4 ، آيه روشن مىكند كه استقامت و عدم سازش ابراهيم و مؤمنان ، سرمشق است .
ولى الميزان ترجيح مىدهد كه خود آن حضرت « اسوه » است در اين صورت ، اسوه بايد به معناى مقتدا باشد گر چه اين دو وجه در واقع يكى هستند ولى ظهور آيه در وجه اول است .
لفظ « لمن » بدل بعض است از « لكم » مىشود گفت كه :
يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ . . .
مرتبهء اعلاى ايمان را نشان مىدهد ، يعنى آن حضرت سرمشق است به كسى كه قلبش به خدا پيوسته است و او را اميد مىدارد و نيز قلبش به آن حضرت پيوسته و آن را اميد مىدارد ، از آن طرف با ذكر كثير خدا ، اين دو خصلت را پيوسته در خودش زنده مىدارد .
به هر حال : آيه در صدد بيان آنست كه : بايد به جاى هر تزلزل و اضطراب رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را براى خود سرمشق قرار بدهيد ، در اين صورت « كان » منسلخ از زمان و به معنى « هست » مىباشد .
22 -
وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلَّا إِيماناً وَ تَسْلِيماً