تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
شدند و من با مشيت خدا به آخر ماندم ( به اختصار ) . ناگفته نماند : عبيدة بن حارث در « بدر » و حمزه در « احد » و جعفر در « موته » شهيد شدند .
صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ
يعنى به عهد خويش عمل كردند و به آن عينيت بخشيدند ، مراد از
قَضى نَحْبَهُ
شهيد شدن و وفا به عهد است « تبديلا » براى تاكيد
ما بَدَّلُوا
است يعنى به هيچ وجه عهد خويش را عوض نكردند . ناگفته نماند آيه اعم است و آن بزرگواران به طور مصداق و يا سبب نزول مىباشند . 24 -
لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقِينَ بِصِدْقِهِمْ وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقِينَ إِنْ شاءَ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً
لام در « ليجزى » براى غايت و عاقبت است ، يعنى عاقبت در مقابل وفا به عهد مشمول پاداش الهى مىشوند ، باء در « بصدقهم » براى سببيت است ، ظاهر آيه آنست كه عذاب منافقين در صورت عدم توبه و مردن در حال نفاق است ،
أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ
يعنى در صورتى كه آنها توبه كنند و به طرف خدا برگردند ، غفور و رحيم در رابطه با بخشيدن گناه آنهاست على هذا راه بر منافقان بسته نشده است . 25 -
وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنالُوا خَيْراً وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً
اين آيه عطف است بر آيهء
وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ . . .
مراد از خير پيروزى است كه مىخواستند بر مؤمنان پيروز شوند ،
كَفَى اللَّهُ . . .
براى آنست كه مؤمنان با كفار نجنگيدند ، بلكه خدا با طوفان و آمدن ملائكه و كشته شدن عمرو بن عبد ود ، كار را تمام كرد . وصف قوى و عزيز در رابطه با كفايت