تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
فتنه است . 15 -
وَ لَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لا يُوَلُّونَ الْأَدْبارَ وَ كانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْؤُلًا
. در الميزان فرموده : شايد مراد از « عاهدوا » همان بيعتشان به آن حضرت باشد كه دين آن حضرت از جمله جهاد را پذيرفته بودند ، منظور از
لا يُوَلُّونَ الْأَدْبارَ
فرار از جنگ است . 16 -
قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَ إِذاً لا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا
. ذكر « موت » با قتل ظاهرا طردا للباب است و گرنه در آنجا قتل مطرح بود ، يعنى فرار فائده‌اى ندارد ، انسان بالاخره خواهد مرد يا با مرگ طبيعى و يا با قتل ، و اگر فائده‌اى هم داشته باشد ، فقط متاع قليلى است . 17 -
قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرادَ بِكُمْ سُوءاً أَوْ أَرادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَ لا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً
اشاره است به اينكه شما با فرار از مرگ يا قتل نمىتوانيد از چنگ خدا خارج شويد ، زيرا پيوسته در حيطهء قدرت خدا هستيد ، او هر وقت بخواهد ضررى يا رحمتى به شما برساند كسى قدرت منع ندارد ، آن وقت در رابطه بابى اهميّت بودنشان عنان سخن را به حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله برگردانده و فرمايد : آنها جز خدا سرپرست و يارى پيدا نمىكنند . 18 -
قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ وَ الْقائِلِينَ لِإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنا وَ لا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا
جريان منافقان و مريض القلبها از آيهء 12 شروع شده ، هنوز ادامه دارد ، اين آيه حاكى است كه عده‌اى از منافقان مردم را از رفتن به جهاد باز مىداشتند به نظر مىآيد
الْقائِلِينَ . . .
بيان معوقين باشد ، يعنى تعويق آنها اين بود كه به
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 333 | على اكبر قرشى بنابى