تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
مىبرد ( ملائكه نيز نازل شده قلوب آنها را پر از خوف كردند ) در نتيجه چاره‌اى جز فرار و برگشتن نيافتند . حذيفة بن يمان گويد رسول خدا شب نماز را خواند . . . سپس به من فرمود : برو از اين قوم براى من خبرى بياور و كارى نكن تا پيش من برگردى من پنهانى به ميان آنها رفتم ديدم طوفان خدا ( و جنود اللَّه ) وضع آنها را نابسامان كرده است ، باد خيمه‌ها را به هوا مىبرد ، آتشها را خاموش مىكند ، ديگها را مىپراند . آن وقت ابو سفيان از محل خويش خارج شد و گفت : مركب مرا بياوريد اضافه كرد كه اى طائفه قريش به خدا اينجا مقام ماندن نيست شتران و اسبان مردند ، بنى قريظه با ما خلف وعده كردند ؟ اين باد نيز همه چيز را مىبرد آن گاه به شترش سوار شد پيش از آنكه پاهاى آن را باز كند ، من پيش خود گفتم كه ابو سفيان را با تير بزنم ولى به ياد آوردم كه حضرت فرموده است كارى نكن تا پيش من برگردى ، آن گاه به نزد آن حضرت برگشتم ، او مشغول نماز بود ، پس از تمام كردن نماز فرمود چه خبر آورده‌اى ؟ جريان را حكايت كردم . « 1 » : بدينسان خداوند تمام نقشه‌ها را خنثى كرد ، آن همه لشكر كشى جز به ضرر كفار تمام نشد
وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً
تحقق يافت . نظير اين جريان در انقلاب ما ، جريان طبس است كه آمريكاى جهانخوار مدت هفت ماه براى آن زحمتها كشيد تا بدان وسيله به حكومت اسلامى ضربت بزند ولى خداوند با فرستادن باد و حركت ريگهاى روان آن نقشه را خنثى نمود ، تا عده‌اى كشته شده ، بقيه پا به فرار گذاشتند .
هامش
( 1 ) نقل از مجمع البيان و سير الأئمة تأليف علامه سيد محسن امين .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 329 | على اكبر قرشى بنابى