تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
4 - قبيلهء بنى اسد به فرماندهى طلحة بن خويلد . 5 - قبيلهء بنوا مرّة با چهارصد نفر به فرماندهى دو نفر . 6 - قبيلهء بنو اشجع با چهارصد نفر به فرماندهى ابو مسعود بن رخيله . اينها جمعا به ده هزار نفر بالغ مىشدند ، سه عسكر تشكيل دادند ، رئيس كل ابو سفيان بود . پس از آماده شدن آنها ، گروهى از قبيلهء خزاعه در عرض چهار روز خود را به مدينه رسانده ، جريان امر را به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله گزارش كردند ، آن حضرت از اين كار به اصحاب خويش خبر داد و از آنها خواست به جنگ كفار برخيزند . ناگفته نماند : مدينه از سه طرف با نخلستانها و ساختمانهاى متصل ، پوشيده بود كه لشكركشى از آنها غير مقدور بود ، فقط از طرف « احد » كه باز بود مىشد به مدينه داخل شد ، سلمان فارسى نظر داد كه آن قسمت را خندق بكنند رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله امر به حفر خندق فرمود . و آن در شش روز يا بيشتر كنده شد . به نقل واقدى ، خندق از محلى به نام « مذاد » شروع شده تا « ذباب » و از آنجا تا « راتج » امتداد داشت ، گويند : آن به شكل «
N
» به طول حدود پنج كيلومتر و نيم و به عرض ده متر و به عمق پنج متر بوده است آن حضرت در كندن خندق هر چهل ذراع ( بيست متر ) را به عهدهء ده نفر گذاشت ، در آن موقع ميان انصار و مهاجران اختلاف افتاد ، هر يك مىگفتند : سلمان از ماست ، آن حضرت فرمود : « سلمان منّا اهل البيت » . چون آن حضرت از حفر خندق فارغ شد ، قريش و احابيش « 1 » آمده و ما بين
هامش
( 1 ) در پائين مكه كوهى هست به نام حبشى قبيلهء بنى المصطلق و بنى هوازن كه هم پيمان قريش بودند در كنار آن كوه جمع شده و قسم ياد كردند كه با قريش خواهند بود ، لذا احابيش نام يافتند .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 323 | على اكبر قرشى بنابى