احزاب گفتهاند ، در اين آيات روشن شده كه امداد غيبى شامل حال مسلمانان شد ، ملائكه و طوفان از جانب خدا به يارى مسلمانان آمد .
و نيز آيات نشان مىدهد كه كفار از بالا و پائين مدينه آمده و در آن طرف خندق اردو زدهاند و آن سبب اضطراب مسلمانان شده است ، باز مىخوانيم كه منافقان براى برگرداندن مردم به مدينه تلاش مىكرده و ضعيف الايمانها نيز با آنها همگام شدهاند .
ولى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله سخت ايستاده و مؤمنان واقعى از او پيروى كردهاند .
سرانجام پيروزى از آن مسلمين بوده و كفار به حكم
وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا
مغلوب و دست خالى بازگشتهاند .
مجملى از جنگ خندق
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در سال چهارم هجرت ، يهود « بنى نضير » را از مدينه بيرون راند ، عدهاى از بزرگان آنها مانند حيى بن اخطب و سلام بن مشكم و كنانة بن ابى الحقيق ، نزد سران مكه رفته و با آنها عهد بستند كه مشتركا به جنگ رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آيند ، وقت آن را نيز تعيين كردند .
آن گاه پيش قبيلهء غطفان و سليم رفتند آنها را نيز آماده كردند و از ايشان بر اين كار عهد گرفتند ، ديگران نيز از آنها تبعيت كردند ، در نتيجه آنان كه در اين جنگ شركت كردند عبارت بودند از :
1 - قريش و پيروان آنها ، چهار هزار نفر با سيصد اسب و هزار و پانصد شتر ، به فرماندهى ابو سفيان بن حرب پدر معاويه .
2 - قبيلهء غطفان با هزار نفر به فرماندهى عيينة بن حصن فزارى .
3 - قبيلة بنو سليم با هفتصد نفر به فرماندهى سفيان بن عبد شمس .