عليه السّلام كه غرق در آهن بود برخاست و گفت : يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله من به جنگ او مىروم ، آن حضرت فرمود : يا على بنشين او عمرو است .
عمرو بار دوم فرياد كشيد آيا مردى نيست به جنگ من بيايد ؟ كو بهشت شما كه گمان داريد در صورت كشته شدن به آن داخل مىشويد ؟ ! على بن ابى طالب برخاست يا رسول اللَّه من حاضرم با او بجنگم ، عمرو بار سوم فرياد كشيد و رجز خواند و گفت :
و لقد بححت من النداء * بجمعكم هل من مبارز ؟
و وقفت اذ جبن المشجع * موقف البطل المناجز
ان السماحة و الشجاعة * فى الفتى خير الغرائز « 1 »
على عليه السّلام به پا خاست و گفت : يا رسول اللَّه من بجنگ با او حاضرم .
حضرت فرمود : او عمرو است ، عرض كرد : هر چند عمرو باشد ، آن حضرت به او اجازه داد و فرمود : به پيش . چون على حركت كرد ، آن حضرت گفت :
اللّهم احفظه من بين يديه و من خلفه و عن يمينه و عن شماله و من فوقه و من تحت قدميه
» على عليه السّلام خود را به نزد عمرو رسانيد و گفت :
لا تعجلن فقد اتاك * مجيب صوتك غير عاجز ذو نية و بصيرة * و الصدق منجى كل فائز انى لارجو ان اقيم * عليك نائحة الجنائز من ضربة نجلاء يبقى * ذكرها عند الهزاهز
يعنى : عجله نكن آمد مردى كه جوابگوى توست و زبون نيست ، حريف
هامش
( 1 ) يعنى از بسكه فرياد كشيدم و مبارز خواستم صدايم گرفت و ايستادم در موضع پهلوان جنگاور وقتى كه مرد شجاع را ترس مىگيرد ، بخشش و شجاعت در مرد از بهترين اوصاف است .