تو در پيكار ، صاحب نيت و بينايى است . راست گفتن نجات دهندهء هر سعادتمند است ، من اميد آن دارم كه ماتم مردگان را بر تو به پا دارم ، به واسطهء ضربت بزرگى كه ياد آن زبانزد جنگها و معركهها باشد .
عمرو كه از شنيدن جواب آن حضرت يكه خورده بود ، گفت : تو كيستى ؟
آن حضرت فرمود : على بن ابى طالب بن عبد المطلب . . . عمرو رشادت آن حضرت را در « بدر » به ياد آورد و گفت : پسر برادرم يكى از عموهاى تو كه بزرگتر از توست به جنگ من بيايد ، من خوش ندارم خون تو را بريزم .
امام فرمود : امّا من به خدا ريختن خون تو را خوش دارم ، عمرو شمشير كشيد و با شمشيرى چون شعلهء آتش بر آن حضرت حمله كرد ، در حالى كه از غضب مىتركيد ، امام سپر را مقابل شمشير او گرفت : سپر شكافته شد و شمشير بر فرق آن حضرت نشست ، امام در همان حال با كمال قدرت ضربت خويش را بر گردن عمرو فرود آورد و عمرو به زمين افتاد .
حذيفه گويد : على عليه السّلام از دو ساق عمرو زد و او بر پشت به زمين افتاد ، غبار هر دو را گرفت ، صداى تكبير آن حضرت بلند شد ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : به خدايى كه روحم در دست اوست ، على عمرو را كشت ، سپس آن حضرت سر عمرو را قطع كرد و محضر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آورد .
حضرت فرمود : على بشارت باد تو را ، اگر امروز عمل تو با عمل امت محمّد توزين شود بر عمل آنها رجحان دارد ، زيرا خانهاى از اهل شرك نماند مگر آنكه به آن با كشته شدن عمرو ، ضعف داخل شد ، و خانهاى از خانههاى مسلمانان نماند مگر آنكه به آن عزت وارد شد .
پس از كشته شدن عمرو ياران او رو به فرار گذاشتند و از خندق گذشتند مگر نوفل بن عبد العزى كه به خندق افتاد ، مسلمانان او را سنگباران كردند
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 326
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٣٢٦