تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
سلقوكم : آن به معنى تند سخن گفتن است ، طبرسى فرموده : اصل آن به معنى زدن است در صيحه زدن به كار مىرود ، در اقرب آمده : « سلقه بالكلام : آذاه » مراد از آن فرياد كشيدن مىباشد . حداد : حديد : تيز ، جمع آن حداد است . بادون : بادى : كسى كه در باديه ساكن باشد ، بادون جمع آن است . اعراب : جوهرى در صحاح گويد : به عرب شهر نشين گويند : عربى و به عرب باديه نشين گويند : اعرابى ، اعراب جمع عرب نيست ، بلكه عرب اسم جنس است . نگارنده گويد : گويا اهل لغت متفق هستند در اينكه اعراب و اعرابى به باديه نشينان مخصوص است ولى در صحاح گفته : اعراب اسم جمع است و از خود مفرد ندارد و اللَّه العالم مىشود از آيات قرآن حدس زد كه اعراب به شهر نشين نيز گفته مىشود . اسوة : سرمشق و الگو . و نيز به معنى مقتدا آيد در اقرب الموارد گويد : « الاسوة : القدوة » آن به سرمشق خوب و بد گفته مىشود لذا با لفظ « حسنه » توصيف شده است . نحب : نذر . مرگ . گريه .
قَضى نَحْبَهُ
يعنى به نذر خود وفا كرد و يا با اجل طبيعى يا در راه خدا مرد .

شرحها

در اين آيات سخن از جنگ خندق يا جنگ احزاب است كه در سال پنجم هجرت واقع گرديد ، اين جنگ را به علّت كندن خندق در اطراف قسمتى از مدينه ، جنگ خندق ناميده‌اند و به علّت شركت قبائل كفار در آن ، جنگ