در آيهء ديگرى آمده :
تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ
معارج / 3 ، شايد اين آيه يك پنجاهم آن مدت است كه عروج تدبير امر توأم با عروج ملائكه خواهد بود و اللَّه العالم .
6 -
ذلِكَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ
.
وصف عالم در رابطه با گذشتهها و آيندهها است يعنى مىداند چه كرده و چه خواهد كرد ، عزيز در رابطه با توانايى خداست كه اينكارها را مىتواند رحيم اشعار مىدارد كه همهء اينكارها ناشى از رحمت دائمى خداست .
7 و 8 -
الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ
« 1 » .
اين دو آيه و آيهء بعدى در عين اينكه خلقت انسان را نشان مىدهد ، اشعار به لزوم هدايت انسان از جانب خدا دارد و با آيهء
بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْماً
مربوط است از اين آيات چند مطلب استفاده مىشود .
اول - جملهء
الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ
معنايش آنست كه : خدا نيكو آفريده هر چيزى را كه آفريده است على هذا همه مخلوقات نيكو و خوبند از اين جهت خوبند كه از روى حكمت و مصلحت آفريده شدهاند و نيز خوبند چون از روى اندازه و حساب آفريده شدهاند
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ
قمر / 49 ،
وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً
فرقان / 2 و نيز خوبند كه اجزاء آنها با همديگر متلائم هستند و سازش دارند و با غرضى كه براى آن آفريده شدهاند تطبيق مىكنند ، پس چيزى كه به اندازه و از روى مصلحت و متلائم الاجزاء باشد حتما بايد خوب باشد .
على هذا شر و قبيح امر نسبى مىباشند مثلا نيش عقرب ، زهر مار ، دندان
هامش
( 1 ) « خلقه » را فعل و مصدر هر دو خواندهاند ، معناى هر دو يكى است .