جارى مىكند و ميان آنها رابطه برقرار مىنمايد ، نظير اين جمله در سورهء انعام / 51 گذشت و در سورهء زمر / 44 خواهد آمد :
قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
جملهء
ما لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا شَفِيعٍ
در توجيه آمدن پيامبر و هدايت است يعنى حالا كه سرپرست و واسطهء فيض اوست پس بايد براى هدايت بندگان ، راهنما بفرستد
أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ
توبيخ است .
5 -
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ
.
اين آيه تكميل آيهء سابق و در بيان تدبير مخصوصى است ، تدبير امر پى - در پى قرار دادن آنست : مراد از آن به قرينهء « يعرج » انزال است يعنى كارها و حوادث را پى در پى از آسمان به زمين نازل مىكند .
نظير :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
حجر / 21 ، على هذا مراد از « الامر » مطلق كارها و حوادث است نه امر مقابل نهى .
ظهور صدر آيه در آنست كه : تدبير امر تا قيامت ادامه دارد و آن پيوسته از آسمان به زمين است ، از آن خزائنى كه نزد خداست .
« فى يوم » قيد « يعرج » است يعنى : سپس اين تدبير در روزى كه به اندازهء هزار سال ماست به طرف خدا بر مىگردد ، چون آن روز چنين ماه و سال نخواهيم داشت ، درست معلوم نمىشود مراد از عروج به طرف خدا چيست ؟ آيا مراد آنست كه : اين تغييرها و تدريجها به ثبات مىرسد ؟ يا منظور آنست كه : اين تدبير برچيده مىشود و تدبير ديگرى جاى آن را مىگيرد ؟ شقّ دوّم قوى به نظر مىرسد .
به هر حال : آيه اشعار مىدارد كه كار ارسال رسل و هدايت بندگان نيز جزء اين تدبير است و ناچار بايد انجام پذيرد .