گفتارها و قصص گذشتگان است .
آرى كسى كه قبلا نه به كتاب خواندن بلد بود و نه به نوشتن ، اگر يك دفعه كتابى مثل قرآن بياورد ، عقل سليم شك نخواهد كرد كه از جانب خدا و به طور اعجاز و انفجار است : و گر با جريان عادى ، شدنى نيست .
ناگفته نماند : آيه فقط به پيش از نبوت ناظر است و از اينكه آن حضرت بعد از نبوت مىخواند يا مىنوشت ساكت است در الميزان فرموده : قيد « بيمينك » نوعى تمثيل است كه افادهء تأكيد مىكند چنان كه گويى : با چشم خودم ديدم و با گوش خودم شنيدم .
در رابطه با اينكه آن حضرت بعد از نبوت مىخواند و مىنوشت يا نه .
رجوع شود به كتاب « مكاتيب الرسول » / 17 - 20 و قاموس قرآن مادهء خط .
49 -
بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا الظَّالِمُونَ
.
لفظ « بل » اضراب است از مقدرى كه از آيهء فوق فهميده شد ، يعنى : قرآن كتابى نيست كه تو از خودت نوشته باشى ، بلكه آن آيات بيناتى است در سينههاى اهل علم .
ناگفته نماند : علم نه نوشتههاست و نه تقريراتى كه با زبان ادا مىشود بلكه علم ، واقعياتى است در قلب و مغز انسان كه نوشته و تقرير ، آن را بيان مىكند ، مثلا علم طب نه نسخهء دكتر است و نه كتابى كه خوانده است ، بلكه حقائقى است كه استاد به وسيلهء الفاظ و تجربه به قلب دانشجو منتقل مىكند و در محل ديگر آن واقعيت را به وسيلهء نسخه بيان مىدارد .
همچنين قرآن ، مركب روى كاغذ نيست بلكه آن واقعياتى است كه به وسيله الفاظ به قلب آدمى منتقل مىشود ، كلمات وسيلهء درك و انتقال آن