به صورت عمل است در اصول كافى كتاب الايمان بابى منعقد كرده كه « ايمان به اعضاء بدن پراكنده شده است » و در آن رواياتى در اين زمينه از ائمه عليهم السّلام نقل گرديده است .
بنا بر آنچه در « كلمهها » گفته شد ، منظور از خشوع در « خاشعون » آنست كه قلب انسان متوجه به خدا باشد و از ديگران منقطع شود و نيز چشمها را به زير انداخته و سر به زير باشد در مجمع البيان نقل شده : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله مردى را ديد كه در حال نماز با ريش خود بازى مىكرد ، فرمود : اگر قلبش خاشع بود اعضاى بدنش نيز خاشع مىشد :
« فقال اما انه لو خشع قلبه لخشعت جوارحه »
طبرسى از اين روايت استفاده كرده كه خشوع شامل قلب و بدن هر دو است ، اين روايت در تفسير خازن نيز آمده است .
و نيز روايت شده كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در نماز سربلند مىكرد و چشم به آسمان مىدوخت ، پس از نزول آيه سر به زير انداخت در تفسير برهان از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده كه در تفسير خشوع فرمود :
« غضك بصرك فى صلوتك و اقبالك عليها » .
3 و 4 -
وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ
.
وصف دوم و سوم از اوصاف مؤمنين است ، از خواص فعال بودن ايمان آنست كه مؤمن از بيهوده روگردان باشد ، مىشود گفت مراد از « لغو » مكروهات و مباحات است كه فائدهاى ندارند مانند قصه گوئيها ، مجالس خالى از ذكر خدا عموم مكروهات ، مسافرتهاى غير لازم ، خوردن انواع خوراكهاى غير ضرور ، زيرا واجبات و مستحبات مصداق « لغو » نيستند ، محرمات نيز واجب الاعراض و واجب الترك مىباشند تعبير
عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ
به آن تندى نيست كه حرمت را برساند ، آيهء :
وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً