قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ
حديد / 16 يا تواضع ظاهرى مانند
وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ
طه / 108
خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ
قلم / 43 .
لغو : بيهوده . از قرآن كريم معلوم مىشود كه هم در كلام بىفائده به كار مىرود مانند :
لا تَسْمَعُ فِيها لاغِيَةً
غاشيه / 11 و هم در عمل بىفائده :
وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً
فرقان / 72 ولى استعمال آن در قرآن بيشتر در كلام بىفائده است ، در قاموس گفته است : لغو ، شىء را بىاعتناء است ، كلام باشد يا غير آن .
زكات : زكات در اصل به معنى نمو و زيادت است « زكا الزرع : نما » آن هم مصدر آمده چنان كه گفته شد و هم اسم مصدر يعنى مال زكات ، در آيه ظاهرا به معناى مصدرى است چنان كه خواهد آمد فروج : فرج : شكاف . جمع آن فروج است . فرج در انسان عبارت است از مخرج بول و غائط در زن و مرد ، راغب گويد : فرج ميان دو پا است و به طور كنايه بر قبل و دبر اطلاق كردهاند ، منظور از آن در آيه آلت تناسلى مردان است .
ملومين : لوم : ملامت و مذمت . ملوم : ملامت شده ، جمع آن ملومون است .
ابتغى : ابتغاء : طلب و خواستن .
وراء : بعد .
وَراءَ ذلِكَ
يعنى بعد از آن . اين كلمه به معنى پس و پيش است ( امام خلف ) در آيه به معنى « بعد از آن » است كه معناى « غير » مىدهد .
عادون : عدو : تجاوز راغب گويد : آن به معنى تجاوز و عدم التيام است « عادون » : متجاوزان .