در مجمع البيان از زجاج نقل كرده كه تقدير آن « الا لا يلامون على ازواجهم » كشاف نيز آن را قبول كرده است به قرينهء
غَيْرُ مَلُومِينَ
. ناگفته نماند ، لفظ « ازواجهم » شامل نكاح دائمى و متعه هر دو است چنان كه در « نكتهها » خواهد آمد و نيز بايد دانست كه مادهء حفظ با « على » متعدى مىشود ، نظير
حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ
تقدير آيه چنين مىشود « الا لا يحافظون على ازواجهم » معنى آن نيز كاملا درست است و اين نظير قول بعضى است كه گويد : « على » بمعنى « من » است .
7 -
فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ
:
لفظ « ذلك » اشاره است به زنان و كنيزان يعنى : هر كه جز اين دو را به طلبد آنها از حدود الهى متجاوز هستند و غير از آن دو ، زناست ، آمدن « هم » دليل كمال تعدى است .
8 -
وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ
.
وصف پنجم از اوصاف مؤمنان است ، مراعات امانت و پيمان . امانت مصدر است به معنى « شىء امانت سپرده » نيز آيد مراد از آن در آيه همين است : جمع آمدن آن حكايت از انواع امانتها دارد ، مراد از « عهد » شايد عهد نظير نذر و قسم بوده باشد و شايد مراد عهد معمولى و مطلق تكليف الهى باشد ، مراعات امانت آنست كه به آن خيانت نشود و به عهد و پيمان وفا شود ، به نظر بعضى مراد از « امانات » تكاليف الهى است كه در دست انسانها امانتند ، ولى اين قول بعيد به نظر مىرسد .
9 -
وَ الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ يُحافِظُونَ
.
وصف ششم از اوصاف مؤمنان است كه با توصيه دربارهء نماز آغاز گرديده و با آن ختم مىشوند ، منظور از محافظت نمازها آنست كه در وقت معين خود بخوانيم