مثلا در مكه يا مدينه بارها مشركان و منافقان خواستند با ايجاد جنگ و شبهات و تحريك يهود و امثال آن از پياده شدن اسلام جلوگيرى كنند ولى خدا به حكم
وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ
آل عمران / 54 ، فتنهء آنها را زايل كرد ، مانند جريان دار الندوة ، شكنجهء مسلمانان ، حملههايى كه به مدينه شد ، تحريك يهود مدينه و . . . از بين رفتن فتنه و توطئه سبب تقويت دين مىگرديد .
چنان كه در انقلاب ايران هر چه فتنههاى ابرقدرتها و گروهكهاى داخلى خنثى مىشود سبب تحكيم انقلاب مىگردد .
« الشيطان » شامل جن و انس هر دو است .
الميزان در معنى آيه دو وجه نقل كرده كه هر دو راجع به اين معنى است على هذا « تمنى » به معنى آرزوى عملى شدن احكام دين و « امنية » وقوع خارجى آنها است « القاء در امنية » فاسد كردن آنها توطئه بر عليه آنهاست ، در رابطه با اين آيه دو مطلب نيز هست يكى فرق ما بين رسول و بنى است كه در سورهء مريم ذيل آيهء
رَسُولًا نَبِيًّا
/ 51 در نكتهها گذشت ، ديگرى افسانهء غرانيق كه در نكتهها خواهد آمد .
53 -
لِيَجْعَلَ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقاقٍ بَعِيدٍ
.
لام در « ليجعل » در اين آيه و در « ليعلم » در آيه بعدى براى غايت است يعنى اين القاء فتنه و زايل كردن خدا براى مريض القلبها و كفار آزمايش و براى اهل ايمان سبب استقامت و مزيد ايمان مىگردد .
گروه اول با چشم خود مىبينند كه توطئه شيطان مؤثر واقع نشده ، براى آنها اتمام حجت مىشود كه عذرى در پيشگاه خدا نداشته باشند ، گروه دوم