نكتهها
افسانهء غرانيق
در رابطه با آيهء
. . . إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ
در روايات اهل سنّت افسانهاى از ابن عبّاس نقل شده است .
در تفسير برهان از تفسير على بن ابراهيم نقل كرده كه فرمود : اهل سنّت روايت كردهاند : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در مسجد الحرام سورهء و النجم را در نماز قرائت مىكرد و قريش به قرائت او گوش مىدادند چون به آيات
أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى
رسيد ، شيطان به زبانش انداخت كه گفت :
« فانها الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لترتجى » ( يعنى آنها اصنام و الا مقامند و شفاعتشان مورد اميد است ) قريش از شنيدن آن شاد گشتند و سجده كردند حتى وليد بن مغيره كه پير مردى بود مقدارى سنگريزه در كف گرفت و نشسته بر آنها سجده كرد ، قريش گفتند : محمّد به « لات ، عزى » و به شفاعت آنها اقرار كرد .
اين همان افسانهء غرانيق است كه به دست افسانه سازان ساخته شده و به كتب تفسير و تاريخ راه يافته است و اغلب سند آن را به ابن عباس رساندهاند ، محققين علماء از قديم و جديد آن را ردّ كرده و افسانهاش خواندهاند ، ولى متأسفانه بعضىها امثال زمخشرى آن را بىدغدغه نقل كرده و گذشتهاند .
طبرسى بعد از نقل آن فرموده : احاديث اين نقل در نزد اهل حديث معيوب و ضعيفند ، پيامبران از مضمون اين احاديث منزّه مىباشند ، اين حرف چطور بر آن حضرت رواست با آنكه خدا فرموده :
كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ
و فرموده :
سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى
.