بشيء يتعقبه » .
قاسية : قسوة : سختى و صلابت « قسا قلبه قسوا : صلب و غلظ ، سنگ سخت را « حجر قاس » گويند . « قاسية » : سخت .
شقاق : شقّ : شكافتن و شكاف . شقاق : جدايى و مخالفت و دشمنى ، گويى ميان دو چيز يا دو انسان شكافته شده است .
تخبت : حبت ( بر وزن عقل ) : زمين هموار ، طبرسى قيد وسعت را بر آن افزوده است .
راغب گويد : سپس اخبات به معنى نرمى و تواضع به كار رفته است مجمع آن را اطمينان فرموده است .
مريه : شك ، ترديد . راغب آن را تردّد در امر و از شكّ اخصّ دانسته است .
عقيم : عقم : خشكيدن . خشك شدنى كه مانع از اثر باشد « عقمت مفاصله » : بندهاى بدنش خشكيد ، به درد لا علاج گويند « داء عقام » ، عقيم : زن نازا ، يوم عقيم روزى است كه خيرى و سرورى در آن نيست ، آن در قرآن وصف باد ، عذاب و زن نازا آمده است .
نعيم : نعمت وسيع . آن مفرد است بر كثرت و گسترش دارد ، راغب گويد : « النعيم : النعمة الكثيرة » ديگران قيد كثرت را ندارند .
مهين : خوار كننده هون و هوان : خوارى .
شرحها
پس از روشن شدن مطالب گذشته در اين آيات ، ابتدا همه مردم را مخاطب